سيد محمد باقر برقعى

347

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

دل غربت‌سرشت تو از احساس من طرفى نبستى * دل غربت‌سرشتم را شكستى چه مىشد اى پرستوى شهادت * به سقف سرنوشتم مىنشستى ؟ ! از زبان يك شهيد تصوير مرا از قفس قاب درآور بر شاخهء خشكيدهء يك سرو بياويز تا از نگه‌ام قصّهء پرواز بخواند صد فوج كبوتر تا بازهم آواز بخواند انبوه شباويز . طرح زيبايىها را با عيار چشم تو مىسنجيم . چشم تو را با چه عيارى ؟